تبليغاتX
سیماچه ی تماشا
درباره ی هنر تئاتر

Inez      ، Estelle و Garcin در جهنم هستند یعنی در اتاقی مربوط به امپراطوری دوم، اتاقی بدون پنجره و آیینه که تنها یک در قفل شده دارد. یک روز آنها با هم توافق کرده و از خودشان پرسیدند که چرا به جهنم فرستاده شده اند. چه جرمی آنها مرتکب شده بودند؟ Garcin بیان کرد که او یک صلح دوست بوده و از اصول خود حمایت می کرده است . Estelle شرح داد که کل کاری که او انجام داده امتناع از ترک شوهرش به خاطر عاشقش بوده است.

     شخصیت های داستان تصمیم گرفتند که سکوت اختیار کنند و اینها را در درون خود نگهدارند. البته این تلاش آنها برای بی تفاوت ماندن و عکس العمل نشان ندادن برای مدتی طولانی پایدار نماند. Inez مجذوب Estelle شد و مدام تلاش می کرد تا این زیبای پاریسی را مجذوب خود کند. Garcin اذیت می شد و در آخر آشکار کرد که چرا در جهنم است. او با زن خود با کراهت رفتار می کرده. بعد از او Inez داستانش را شرح داد که با زن یکی از اقوام خود فرار کرده است. Estelle نفر بعدی بود. Inez و Garcin او را وادار کردند تا گذشته پست خود را با جزئیات شرح دهد: او در دوران بارداری و درحالیکه بچه عاشقش را در شکم داشته، با او به سوئیس فرار کرده است، بچه اش را به دنیا آورده و نوزاد تازه به دنیا آمده را غرق کرده و کشته است. درنتیجه عاشق او هم خودکشی کرده است.

     Estelle که تشنه توجه مردان است، محبت و توجه Garcin را گدایی می کرد و این Inez را بیشترمی ترساند. هنگامی که Garcin تقاضا کرد تا به او اعتماد کند، هیجان و تنش به اوج خود رسید و Estelle نگرانی بزرگ را بازگو کرد: که او (Garcin) ممکن است انسانی ترسو باشد. معلوم می شود که صلح طلبی و صلح دوستی Garcin ، درواقع تلاش او برای فرار از کشورش به جای مقابله شجاعانه با حریفانش بوده است. او برای آن جرم به مرگ محکوم شده و همان زمان که اقرار می کرده با مرگ خود روبرو شده است، «با بدبختی و فلاکت». اکنون Inez هرچه بیشتر به وجدان Garcin فشار آورده و او را با روح ترسویی اش عذاب می دهد.

     اما هنگامی که در اتاق باز شد و Garcin این فرصت را پیدا کرد تا فرار کند ، تصمیم به ماندن گرفت و مصمم بود تا Inez را متقاعد کند که او آدم ترسویی نیست ولی Inez قبول نمی کرد. سرانجام Estelle با خشم و جنون تلاش کرد تا Inez را ( کسی که در حال حاضر مرده است ) با چاقوی کاغذی بکشد و Garcin فریاد زد: « جهنم – همان آدمهای دیگر است!»

  لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 17  توسط مهدی خلیل زاده  |